ادب و موسیقی

ایام خوش آن بود که با دوست بسر شد باقی همه بی حاصلی و بی خبری بود

ایده آل مزمار

  

آخرین ایده آل مزمار

گلهای آفتابگردان-وینسنت ون گوک

  

از کفم رهــا شــــد مهـــــار دل     نیست دست من اختیار دل

دل به هر کجا رفت و بر نـگشت     دیده شد سپیـد ز انتظار دل

من به حال دل گریه می کنم

دل به حال من خنده می زند

خون دل بریخت از دو چشم من     خوشــدلم از این التهـاب دل

 من به حال دل گریه می کنم

دل به حال من خنده می زند

بعد از این ضـــــرر ابلــــــهم اگر     خم کنـم کمــر زیر بـــــــار دل

من به حال دل گریه می کنم

دل به حال من خنده می زند

ای کاش می توانستم آهنگ این اثر را با صدای استاد گرگین پور در اختیارتان بگذارم اما چه کنم که معذورم 

و اما بعد...

به یاد کسی که عزیزترین بود

یک سوز دل یا هر چیز دیگه البته اینجا به اشتباه شروه خوانده می شود

امید که مقبول افتد

 

پس از مرگـــم ز راه دوستــــــداری      بکـــن جـــانا به قبرستـــــان گذاری

مـــزارم جستجــــــو کن زان میانه      بـــــود بر تربـــت من ایــن نشـــانه

یقیــن دان این بود قبــــــــر من زار      که در خــــــاکم ز هجــــرانت گرفتار 

به بالینم نشین و نوحـــــه سـر کن     گــــل قبــــرم ز آب دیــــده تـــر کن  

بگـــــو برخیـــز ای ناشــــــــاد رفته      رفیقــان را همـــــــه از یـــــــاد رفته 

روا بنمـــــود کــــه تو در خاک پنهان      به بالیــــن تو من با چشــــم گریان

به حق عهــــد و پیمانی که بستیم      به آن ساعت که باهم مینشستیم

بدیــــن زلف پریشانـــم که برخیــز      بدین چــــاک گریبانـــم که برخیـــز

..........

تابلوی مرگ اثر پیکاسو

برای دریافت کلیک راست و Save Target As

دانلود کامل شروه با دو فرمت 

mp3 دریافت با حجم 3813kb 

amr دریافت با حجـم 1503kb

دانلود کامل متن شروه

word دریافت با حجــم 34kb

+ نوشته شده در  ساعت 0:50  توسط سعيد ساماني  | 

مهندس همايون خرم

عزيزان چونكه آيد عمر من سر

به داغ دل گــــذارم بر لحد سر

همه ساله شقـــايق داغ بر دل

ز روي تربـــت مفتـون زند سر

مهندس امير همايون خرم

همایون خرم زادهٔ ۹ تير ۱۳۰۹ در بوشهر ، نوازندهٔ نامدار ويولن، موسیقی‌دان و آهنگ‌ساز سرشناس و پژوهشگر موسیقی ایرانی است.

از آنجا که مادرش از شیفتگان موسیقی اصیل ایرانی بود و از بین مقام‌های موسیقی ایرانی، به دستگاه همایون علاقه‌ای وافر داشت، نام «همایون» را برای فرزند خود انتخاب کرد. علاقه مادرش به اين دستگاه به حدي بود كه هنگام شنيدن اين دستگاه اشك از چشمانش جاري مي شد.

وی در سن ۱۰-۱۱ سالگی به مکتب استاد صبا راه یافت و به علت استعداد شگرف، چند سال بعد به عنوان نوازندهٔ ۱۴ ساله، در رادیو به تنهایی به اجرا پرداخت. بعدها در بسیاری از برنامه‌های موسیقی رادیو، خصوصاً در برنامه گلها، به عنوان آهنگ‌ساز، سولیست ویولن و رهبر ارکستر آثاری ارزشمند ارائه داد.

وی همچنین تحصیلات دانشگاهی خود را تا اخذ دانشنامه در رشته مهندسی برق ادامه داد.

استاد همایون خرم دارای درجه 1 هنری (معادل مدرک دکترا)از شورای ارزشیابی هنرمندان کشور نیز می‌باشد.

مهندس امير همايون خرم 

سمت ها:

*عضویت در شورای عالی موسیقی رادیو

*رهبری ارکستر سازهای ملی

*استاد دانشکده موسیقی ملی و هنرستان شبانه

*آهنگ‌ساز در برنامه‌های موسیقی ایرانی و خصوصاً برنامه گلها

*رهبری ارکستر گلها

* سولیست ویولن

مهندس امير همايون خرم

 و چند نمونه از كارهاي ماندگار استاد 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 براي دريافت آهنگ ها كليک راست و Save Target As

نام آهنگ

خواننده

آهنگ

شاعر

حجم و دریافت

ميناي شكسته

مرضيه

امیر همایون خرم

(بيداد همايون)

معيني كرمانشاهي

دريافت با حجم 6832kb

غوغای ستارگان

پروین

امیر همایون خرم

(مقام وصال)

کریم فکور

دریافت با حجم 5801kb

توای پری کجایی

(سرگشته)

حسین قوامی

امیر همایون خرم

(همایون)

هوشنگ ابتهاج

دريافت با حجم 2080kb

طاقتم ده

مرضیه

امیر همایون خرم

(بیداد همایون)

معینی کرمانشاهی

دريافت با حجم 6987kb

آتش

سیمین غانم

امیر همایون خرم

(بیداد همایون)

سعيد طبيبي

دریافــت با حجم 791kb

ای ماه من

(راه عاشقان)

مرضیه

امیر همایون خرم

(شوشتری)

تورج نگهبان

دریافت با حجم 5961kb

پيك سحري

(سكوت شكسته)

پروین

امیر   همایون خرم

(دشتی)

کریم فکور

دریافت با حجم 4179kb

شراب نوشین

مرضیه

امیر همایون خرم

(همایون)

رهی معیری

دریافت با حجم 5921kb

 

*من به حال دل گريه مي كنم

 دل به حال من خنده مي زند

+ نوشته شده در  ساعت 16:48  توسط سعيد ساماني  | 

داریوش رفیعی

نه دل دارم،نـه دلبر دارم امشب

فغان از دسـت دلبر دارم امشب

بيفتد آتشـــــي بر اهـــل عالم

اگر سرپوش دل، بردارم امشب

 

داريوش رفيعي_ادب و موسيقي

داریوش رفیعی در سال 1306 در بم کرمان به دنیا آمد. و چون پدرش از نمایندگان مجلس بود در جوانی به تهران آمد و وارد عرصه موسیقی شد و به تدریج به رادیو راه پیدا کرد و از 19 سالگی خوانندگی در رادیو را شروع کرد.

داریوش رفیعی یکی از مشهورترین خوانندگان دهه سی بود که متاسفانه عمر کوتاه بیش از این به وی مجال هنرنمایی نداد.. آهنگ خیلی از کارهای بزرگ رفیعی توسط مجید وفادار (که آهنگساز بسیاری از ترانه های معروف دیگر مثل "مرا ببوس" و "عاشقم من" هم هست) ساخته شده که از جمله آنها میشود به "زهره" ، "گلنار" و همین طور "شب انتظار" اشاره کرد.

داريوش رفيعي_ادب و موسيقي

متاسفانه در آخرین سالهای عمر،در سن سی و یک سالگی بر اثر بیماری کزاز در تهران (1337) درگذشت و در ظهیرالدوله به خاک سپرده شد.

او را در آرامگاه مرحوم "ظهیر الدوله"بخاک سپردند،بر روی سنگ مزار او،تندیس کوچکی از یک شمع و یک پروانه نصب شده بود،آری آخرین هدیه معشوقه وفادارش بود.

در مرگ داريوش

ناگه عزیز ما،ز چه ای روزگار رفت در نو بهار عمر،ندیده بهار رفت

او شمع بود و سوخت سراپا بسان شمع  یا لاله بود و با جگر داغدار رفت

گر سوخت داریوش،ز آزار دوست سوخت گر رفت داریوش،ز بیداد یار رفت

مانند شعله زیست ولی چون شرار سوخت مانند شبنم آمد و همچون غبار رفت

هرگز به اختیار کسی مرگ را نخواست تنها عزیز ماست که با اختیار رفت

 دانم همین قدر که رفیعی بروزگار

دیوانه وار آمد و دیوانه وار رفت

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

و چند آهنگ بسيار زيبا از استاد رفيعي براي دانلود

براي دريافت آهنگ ها كليك راست و Save Target As

آواز دشتي دريافت 1832kb
روز وصل دريافت 3488kb
گلنار دريافت 1429kb
شب انتظار دريافت 1299kb
باد بهاري دريافت 3364kb
شمع شبانه دريافت 6881kb
گذشته دريافت 1884kb

 

*من به حال دل گريه مي كنم

دل به حال من خنــده مي زند

+ نوشته شده در  ساعت 9:15  توسط سعيد ساماني  | 

پوران (فرح دخت عباسي طاقاني)

چه خوش باشد که بعد از انتظاری

به  امیدی  رسد  امیدواری

از آن خوشتر از آن بهتر نباشد

دمی که می رسد یاری به یاری

پوران

پوران با نام اصلی "فرح‌دخت عبّاسی طاقانی" خواننده و بازیگر زن ایرانی (زاده ی ۱۳۱۲ تهران ,درگذشته در 1369 در تهران) است. در دهه ی 30 یکی از مشهورترین خوانندگانی ایران یود و این شهرت خود را تا اواسط دهه ی 50 همچنان حفظ کرد. با نام "بانو ی ناشناس" و سپس "بانو شاپوری" (نام خانوادگی همسر اول) و بعد از آن با نام مستعار "پوران" پا در وادی هنر گذاشت.در اوایل دهه ی 60 به دلیل ابتلا به بیماری سرطان به ایران بازگشت و در ایران به خاک سپرده شد.

پوران و عباس شاپوري

او خواهرزاده ی بانو روح بخش دیگر خواننده ایرانی آن دوران است.پس از طی تحصیلات در دبیرستان اسدی و هنرستان عالی موسیقی با نام بانو ناشناس در صفحه ی گرامافون می خواند که پس از آشنایی و ازدواج با همسر اول خود نام خانوادگی او را به عنوان نام مستعار خود برگزید.

پوران و حبيب روشن زاده
بعد از جدایی عباس شاپوری(ویولون نواز و آهنگساز) به همسری حبيب روشن زاده (مفسر ورزشی تلویزیون) در آمد که این ازدواج دوم نیز منجر به طلاق شد. دو فرزند به نام های اميد و آرزو روشن زاده از او باقی مانده است.

پوران و ایرج دریافت 2.43mb از من بگذر

پوران

دریافت 2.76mb سرنوشت
پوران دریافت 3.00mb زندگی
 

*من به حال دل گريه مي كنم

  دل به حال من خنده مي زند

+ نوشته شده در  ساعت 8:48  توسط سعيد ساماني  | 

میرزا عباس دیری

چه بنویسم؟

 

ز بس مشتاق دیدارم نمی دانم چــه بنویسم

پریشان حال و افگارم نمی دانم چــه بنویسم

 

چنـــان از آتش شوقت بسوزد جســـم تبدارم

نمی دانم چه بنگارم, نمی دانم چه بنویسم

 

به یاران و عزیزان گو, که ما را دیده بر راهست

بدینسان حالتی دارم, نمی دانم چه بنویسم

 

برفت ازپیش من جانان که ما رابهتراز جان بود

کنـون از فرقتش زارم نمی دانم چه بنویسـم

 

شب وروزم به حسرت می رود ازلعل می گونش

ز جــان خویش بیـزارم نمی دانــم چــه بنویسم

 

به یاد چشـم دلدارم, ز حســــرت زار و بیمــــارم

اگـــر این بحـــث بگذارم نمـــی دانم چه بنویسم

 

قلم در دست می گیرم, که از غم داد دل گیــرم

کند غم حیله در کارم, نمـــی دانم چه بنویسم

 

به مویش سخت در بندم, به عشقش سخت پابندم

گـرفتــارم, گـرفتــارم, نمـی دانم چــه بنــــویسـم

 

غم دل باکه می گویم؟ که من ازدوست مـی نالم

غمــی بالای غـم دارم, نمی دانــم چه بنویســـم

 

ز کلــکم مــی چــکد خـــون دلـــم بر صفحه کاغذ

به جــانانم ,به دلـــدارم نمــی دانم چه بنویســم

 

اگــر با دوســت آن گـویم که با من کرد هـجرانش

فــزایــد درد و آزارم, نمــی دانــم چه بنویســــم

 

بیفکن خامه از کف دیری دیگر چه خواهی گفت

نمـودی فاش اســرارم,نمـی دانم چـه بنویســم

 

میرزا عباس دیری

 

+ نوشته شده در  ساعت 13:35  توسط سعيد ساماني  | 

استاد محمد شریفیان

استاد محمد شریفیان

اسطوره‌های‌‌ موسیقی مذهبی در بندر بوشهر


یکی از چهره‌های اصیل موسیقی در بوشهر زنده یاد استاد "محمد شریفیان" است که خدمات ارزنده‌ای در عرصه ی موسیقی بوشهر به انجام رسانیده است.
وی در سال 1303 در محله‌ی ظلم‌آباد (صلح‌آباد شمالی امروز) به دنیا آمد و در سال 1350 روی در نقاب خاک کشید.
موسیقی و آیین‌های مذهبی در خانواده او بسیار مورد توجه بود و مادرش «شهربانو» فرزند ملا علی ـ که روضه خوان بوده است ـ جزو یکی از نوحه خوان‌های مطرح مراسم زنانه بوشهر محسوب می‌شد.
استاد شریفیان به دلیل نوحه سرایی و نواسازی در موسیقی مذهبی و نیز تسلط و بداهه خوانی در مراسم سینه‌زنی نزد مردم شهرت فراوانی داشت. تسلط وی در مراسم سینه‌زنی هنوز در خاطره مردم این مرز و بوم واگویه می شود. زنده یاد شریفیان در اوج احساسات سینه‌زن‌ها،به میان آنها می‌رفت و با شوری خاص، نوحه خوانی می کرد. گاهی اوقات آن قدر جمعیت سینه‌ زن زیاد می‌شد که دیگر جایی برای سینه‌زن در میدان مسجد شنبدی و حسینیه‌ی زیارتی‌ها باقی نمی‌ماند و سینه‌زنان عاشق، دسته‌ای دیگر جدا از دسته اول در صحن مسجد تشکیل می‌دادند و آن جا بود که شادروان شریفیان دو دسته‌ی سینه‌زن را همزمان کنترل می‌کرد، بدون این که ناهماهنگی به وجود آید. محمد شریفیان با آهنگ‌های رایج زمان خود آشنایی کامل داشت و در بعضی موارد آنها را با شعری که خود می‌سرود انطباق می‌داد و با حزن و اندوه اجرا می‌کرد.
در خصوص تکنیک آهنگ سازی استاد محمد شریفیان در خلق نوحه‌های مذهبی، اظهار نظر دو تن از موسیقی دانان و محققان نامی عرصه‌ی موسیقی دکتر «یوزف کوکر‌تز» موسیقی دان شهیر آلمانی و دکتر «محمد تقی مسعودیه» محقق و موسیقی شناس بزرگ ایرانی قابل توجه است و خود گویای تمام ناگفتنی‌هاست: در بسیاری از موارد قدرت بیان و توانایی آهنگ ساز در ایجاد نظم خارق‌العاده به نظر می‌رسد. می‌توان اذعان کرد که او تحت تأثیر موسیقی محلی، آگاهانه نمونه‌های ملودی خود را به نحوی خلق کرده است که بتواند با مضامین اشعار انطباق یابد و احساسات و علائق مذهبی شرکت کنندگان را ضمن اجرای مراسم تجدید کند. بررسی آوازهای بعدی او نشان خواهد داد که چگونه می‌توان بر اساس این هدف، موسیقی محمد شریفیان را به عنوان موسیقی هنری محلی وانمود.
او در هنرش بسیار جدی بود و تا آن جا که وقتش یاری می‌داد و توانش می‌رسید پر کار بود. همیشه بر روی شعر و آهنگ‌های خود دقت نظر داشت تا بلکه بتواند به بهترین شیوه آن را اجرا کند.
مرحوم "جهانبخش کُردی‌زاده" ((بخشو))که از معروف ترین و خوش صدا‌ترین نوحه خوانان بوشهر بوده است از تجربه و شیوه زنده یاد شریفیان که رابطه‌ی خویشاوندی نزدیکی با او داشت نهایت استفاده را برده است و در واقع‌ می‌توان گفت که او یکی از بهترین استادان جهانبخش کُردی‌زاده ((بخشو)) بوده است.
همچنین زنده یاد "علی دشتی‌ نجار" خود را یکی از شاگردان و ادامه دهندگان سبک و سیاق شریفیان می‌دانست تا جایی که نوحه "زینب از شام" را بعد از مرحوم شریفیان تنها کسی که به زیبایی می‌توانست اجرا کند، زنده یاد علی دشتی نجار بود.
استاد محمد شریفیان نه تنها در زمینه نوحه خوانی و نوحه سرایی بلکه در نوازندگی فلوت و در خیام خوانی نیز چیره دست بود. با اکثر مراسم و آیین‌ها در بوشهر آشنایی کامل داشت و مراسم شام غریبان، صبحدم*، بیت‌خوانی، پا منبری، ذکر، مصیبت خوانی و حتی شبیه خوانی حضرت‌ زین‌العابدین (ع) را به خوبی اجرا می‌نمود و در شروه خوانی نیز یکی از بهترین ها بوده است.
افسون شروه خوانی اش تمام شنوندگان و صاحبدلان را جذب می کرد و مورد تقلید شروه خوانان کنونی نیز قرار گرفته است.
شریفیان حاضر نبود تحت هیچ شرایطی عزاداری اهل بیت‌(ع) را ترک کند و این در صورتی بود که پزشکان به او تذکر داده بودند که نوحه خوانی برایش مضر و بر روی مغز و قلبش بیش از اندازه فشار وارد می کند و اما وی از قید سلامت خود گذشت تا سرانجام در سال 1341 در شب 13 محرم هنگامی که در چهار محله ی مهم بوشهر (صلح آباد، زیارتی، شنبدی و ریشهر) تا ساعت 30/4 صبح نوحه سرایی کرده بود در ساعت 6 صبح بعد از خواندن نماز صبح دچار سکته مغزی شد. وی بعد از این که با مرگ دست و پنجه نرم کرد و از این سکته نجات یافت با همه ی نابسامانی ها از پا نایستاد و هنرش را اعتلا بخشید و رسالتش را انجام داد و در اربعین همان سال با این که پاهای او یارای ایستادن نداشت در میان انبوهی از سینه زنان بر روی صندلی نشست و شروع به خواندن نمود. شور و احساسات مردم هر از گاهی باعث می شد که او با پاهای پردردش از روی صندلی بلند شود و دست های خود را به سوی آسمان دراز کند و از خداوند شفا طلبد تا بتواند بیشتر در این مراسم خدمت کند. او تا 9 سال بعد در حالی که سکته دوم به صورت خفیف به سراغش آمده بود نوحه سرایی کرد، شعر سرود و آهنگ ساخت تا این که سرانجام در روز بیستم بهمن ماه سال 1350 عمر پر بار و با برکت خود را به موسیقی بوشهر هدیه کرد و پیکر پاک او را از صلح آباد تا بهشت صادق تشییع کردند.
دریغا که سال ها از بدرود این استاد بزرگ می‌گذرد ولی هیچ ارگانی برای ایشان یادواره ی برگزار نکرده است. فقط می توان گفت افسوس… بزرگ مردی که هر زمان و در هر مکانی یادی از مراسم عزاداری بوشهر می شود، ناخود آگاه یکی از اشعار و آهنگ های وی بر سر زبان جاری می شود.

به دشت کربلا لیلای محزون بگفتا با صد افغان
علی اکبر جوان تاجدارم دمی کن ترک میدان
بیا ای ماه کنعان، مرو در چنگ عدوان،دل لیلا مسوزان
شریفیان چرا از بهر اکبر زدیده خون نباری
گمانم از دل لیلای محزون
خبر هرگز نداری
بیا ای ماه کنعان، مرو در چنگ عدوان،
دل لیلا مسوزان

محرم و صفری نیست که بیاید و اشعار و نواهای زنده یاد شریفیان خوانده نشود. عزاداران حسینی با نواهای وی چنان شوری به پا می‌کنند که قابل توصیف نیست.
و اما باز هم ماه صفری دیگر رسید و ایام شب های اربعین حسینی و شب های آخر ماه صفر، شهادت امام رضا (ع) و صدای سنج و دمام در دل کوچه های شهرمان بوشهر.
باز هم آواهای حزین تاریخِ نوحه خوانی و نوحه سرایی با اشعار و آهنگ های شادروان "ناخدا عباس دریانورد" دل هر بوشهری را می سوزاند.

ای ناخدا هردم، بر سینه و سر زن از غم قاسم جوان و ماتم نشین است


از کوچه پس کوچه های شهرمان می گذریم. می رسیم به محله ی دهدشتی و صدای زنده یاد "جهانبخش کردی زاده" در گوش مان طنین انداز می شود. کمی آن طرف تر در محله ی کویتی و در مسجد شیخ سعدون صدای زنده یاد سید علی مهیمنیان و مرحوم کربلایی حبیب سرخوان و شادروان احمد زبر دست و کمی نزدیک صدای استادی بی نظیر که با نوحه ی «زینب از شام» شناخته شده است مرحوم استاد علی دشتی نجار درگوشمان جا خوش می‌کند.
و حال نیز صدای اسماعیل ایراندوست و احمد شیخ ذاکر به گوش می‌رسد.
کوچه ها را یکی پس از دیگری طی می کنیم. می‌رسیم به محله ی جبری و چه زیبا در شب اربعین حسینی صدای نوحه خوانی پیر و نابینا ولی با دلی حسینی در حال خواندن می باشد، حسین علی حیدر پور همان پیرمرد حسینه ی زیارتی ها و آن سوی دیگر محل در مسجد صاحب الزمان صدای رسای حاج ابراهیم ملاح زاده به گوش می رسد که می‌خواند:

وفات پیمبر، شیعه زنو شد واویلا، از این غم

همچنان کوچه ها را یکی یکی طی می کنیم و می رسیم به محله ی صلح آباد شمالی و دوباره به یاد زنده یاد محمد شریفیان می افتیم یکی از چهره های ماندگار شهرمان، و حال نیز در همان محل و همان مسجد صدای ایمان میرشکاری به گوش می رسد.

نوای :زهرا در جنان بهر حسن ماتم گرفته/ ماتم با علی و پیغمبر خاتم گرفته

نوایی از کوچه پس کوچه های محله ی سنگی به گوش می رسد و آن صدای حاج محمد دوانی است که از دل مسجد توحید شنیده می شود، نوحه خوانی بی ریا و بی ادعا با صدای دلنشین.
در تمام محلات شهرمان خاطرات عزیزانی چون رضا صفایی، باقرآرامی، داریوش ماهینی، قاسم فقیه، احمد خسرویان، جعفر دریایی نژاد و … برایمان تداعی می شود و همه ساله با صدا، اشعار و آهنگ‌های این بزرگواران به استقبال ماه محرم و صفر می رویم، چه زیبا ست اشعار زنده یاد ابوالمکارم بلادی و چه زیبا ست اشعار زنده یاد غلامرضا اصلاح پذیر بانوایی از استاد عبدالحسین خرمایی.

ای عزاداران عزای حضرت پیغمبر است / جبرئیل در این مصیبت خاک ماتم بر سر است

 

 برای تمام رفتگان از خداوند شفاعت طلب کرده و برای دیگر مداحان، شاعران و آهنگ سازان طول عمر با عزت را خواستاریم.

شیعه از نو به جهان موسم افغان آمد
یا که دریای غم فاطمه طوفان آمد
از غم مرگ پدر تا به لبش جان آمد
زین مصیبت زسماء عرش به لرزان آمد
ناله چون رعد و غم آلوده زداغش حیدر
فاطمه گریه کنان سینه زنان بهر پدر
حسن از شدت غم ریخت فرو خون زبصر
برسر و سینه زنان شاه شهیدان آمد


نظر چند تن از بزرگان و مطلعان بوشهری در مورد استاد محمد شریفیان:
احمد خسرویان: او در موسیقی بوشهر همه فن حریف بود هیچ گاه در محفلی و مراسمی کم نمی‌آورد.
منوچهر آتشی: در سال هایی که مسئول امور تربیتی بوشهر بودم و بچه ها را در زمینه تئاتر و موسیقی تشویق می کردم، ایشان با صدای گرم و گیرای خود ما را مسحور می کرد. مرحوم "محمد شریفیان" رفیق صمیمی من بود. شریفیان دریای استعداد بود، مردی کامل و با هوش . موسیقی بوشهر با امثالی همانند مرحوم شریفیان شناخته شده است و خواهد ماند.
حسن زنگنه: شادروان محمد شریفیان عشق و علاقه به موسیقی مذهبی و نوحه خوانی را از مادرش شهربانو به ارث برده بود. در موقع اجرای مراسم شام غریبان در محله صلح آباد او و مادرش به طوری دلنشین با همکاری یکدیگر به اجرای برنامه می‌پرداختند. نام محمد شریفیان های و شریفیان دیگر را باید در کتب تاریخی ثبت کرد. همانند این عزیزان کم یافت می‌شود.
حاج ابراهیم ملاح زاده:
مرحوم محمد شریفیان مردی به تمام معنا بود، شخصیتی بی نظیر، کسی که با تمام خلوص و با ایمانی قوی قدم بر می داشت. او هنر خود را مدیون اهل بیت (ع) می‌دانست. اشعار و آهنگ های وی همه ساله اجرا می شود و هر موقع که خوانده می شود حال و هوایی تازه دارد، انگار تازه سروده شده است و حال و شوری به سینه زنی دست می‌دهد که قابل توصیف نیست. شریفیان شخصی بزرگ و قابل احترام است. روحش شاد باد.
عبدالحمید دشتی‌فرد:
محمد شریفیان خیلی با احساس می‌خواند، اگرنوحه‌خوانی رامثل یک کشتی ببینیم اوناخدای به تمام معنا درآن کشتی می‌باشد.
محمد فتوت:
مرحوم محمد شریفیان در نوحه خوانی و نوحه سرایی استاد بود و در چند محل بوشهر نوحه خوانی می کرد. آن مرحوم صدایش حزن داشت. به خصوص درآخر مراسم واحد، عزاداران را دعوت به نشستن می کرد و شروع به مرثیه خوانی می کرد و مستمعین شروع به گریه می کردند که در جای خود بی نظیر بود.
این حقیر افتخار پیش خوانی آن مرحوم را در حسینیه زیارتی ها داشتم ـ روحش شاد...
عبدالرسول بنیاد:
در مورد شریفیان حرف های زیادی وجود دارد. آن مرحوم در بعضی مواقع هم خود نوحه می‌خواند و هم بُرها را درست می‌کرد و گاهی با عزاداران سینه هم می زد، که کمتر کسی می تواند هر سه کار را با هم انجام دهد. شریفیان فردی بی نظیر و در یک کلام همه فن حریف بود. فلوت زدن وی نظیر نداشت.
حاج مهدی یوسفی:
اینجانب خاطره‌ای که از آن مرحوم به یاد دارم این است که ایشان با این که سکته کرده بود
و بیمار بود قریب 2 سال بر روی صندلی می نشست و مراسم عزاداری را در این حسینیه اجرا می کرد.
شخصی که بیمار بود و نبودن امکانات در آن زمان خیل عزاداران را هدایت کند و حال شما خودتان قضاوت کنید که ایشان چطور آدمی بوده است.
من تنها می‌توانم بگویم که مرحوم شریفیان فوق‌العاده بود. هنوز هم اشعار ایشان اجرا می شود و برای ما تازگی آن زمان را دارد و ناخودآگاه ذهن ما را سوق می دهد به آن دوران، شب‌‌هایی که هرگز از یاد نمی رود و نخواهد رفت. ان شاءا... که نوحه خوانان عزیز بتوانند راه و روش ایشان را ادامه دهند. روحش شاد باد.

*صبحدم مراسمی است که در شب عاشورا و قبل از اذان صبح برگذار می شود و در این مراسم از کل وقایعی که در روز عاشورا به وجود می آید یادآوری می شود و با سوزی بیش از هر مراسم دیگری یاد می شود

در این مراسم از صبح می خواهند که یک امشب را طلوع نکند تا فردا آن همه مصیبت به وجود نیاید

ای صبحدم یکدم مدم تا فردا حسین کشته نگردد در زمین کربلا...

وبا اذان صبح و عزاداری بعد از اذان این مراسم به پایان می رسد...

به عقیده من این مراسم پر سوزترین مراسم در دهه محرم است.

 

+ نوشته شده در  ساعت 9:53  توسط سعيد ساماني  | 

روزگاری که دگر زیبا نیست

مرد ماهیگیر

balam 

در سکوت تیره رنگ نیمه شب   

نور یک فانوس سو سو می زند

آسمان صاف است و دریا مهربان

مرد ماهیگیر پارو می زند

ماه از برج بلند آسمان

نقره می پاشد حریر آب را

آسمان در سینه پهناورش

قاب می گیرد گل مهتاب را

در میان قایقی ،جاشوی پیر

می رود تا دور دست آبها

چشمهای خسته اش را همچنان

دور می دارد زشهر خوابها

خسته دل ،اندوهگین ،پارو زنان

مرد جاشو رو به دریا می کند

شروه ای جانسوز می خواند زدرد

با شب تاریک نجوا می کند :

کاش می شد پر زماهی تور من))

آه اگر امشب خدا یاری کند

بخت ، این بخت سیاه تیره رنگ

من ماهیگیر را یاری کند

 ((من همین فردا برای  ((ماندنی

جفت کفشی ،ژاکتی نو می خرم

سینه پهلو کرده ((فاطو ))دخترم

صبح فاطو را به دکتر می برم

چادری گلرنگ و پر نقش و نگار

هدیه می گیرم به ((زینو )) همسرم

 ماندنی )) را می فشارم در بغل ))

بوسه می پاشم بر روی دخترم))ر

باز شب طی می شد و جاشوی پیر

درد دل می کرد با تاریک شب

ماه کم کم بی صدا پا می کشید

از میان کوچه های باریک شب

باز هم مثل همیشه صبح شد

تور ماهیگیر ما کاری نکرد

بخت ، این بخت سیاه تیره رنگ

مرد ماهیگیر را یاری نکرد

باز شرم و باز دستان تهی

باز صبح و ساحل چشم انتظار

مرد ماهیگیر پارو می زند

رو به سوی بندر امیدوار

علی هوشمند - ۱۳۶۸   

اما مگر مرد ماهیگیر تا کی می توانست امیدوار بماند, تا کی می توانست جلوی خانواده اش این بار شرمندگی را تحمل کند, تا کی می توانست رو به سوی بندر امیدوار نهد...

باید اینگونه نوشت:

می رسد روزی که ماهیگیر ما

مدفن خویش را دریا کند...

+ نوشته شده در  ساعت 9:18  توسط سعيد ساماني  | 

دشتی و دشتستان

به گمانت نرسد مرگ جوان آســـان است

هر که خون گریه کند بهـــــر جوان جا دارد

چون شب جمعه شود مادر هر مرده جوان

بر سر قبــــــر جوانش ناله و غوغـــــا دارد

دانلود کامل مصیبت کده (البته به تعبیر من) 

 

 

و یک شروه جانسوز

 

به گلشن تازه گل نام و نشان است

حدیث بلبل و گــــــــل در میان است

جهان تا هســـت ذکــــر شعر فــــایز

میان دوستــــــان داستـــــــان است

 

دانلود

 

+ نوشته شده در  ساعت 8:35  توسط سعيد ساماني  | 

مطالب قدیمی‌تر